انجیل
خوشا انان که عقلشان پاره سنگ برمی دارد
ملکوت اسمانها ازانشان می باشد
از این امروز چه گذشت
خوشا انان که عقلشان پاره سنگ برمی دارد
ملکوت اسمانها ازانشان می باشد
اسلام دینی است که حامیان خود را می ترساند اسلام دینی است که اسایش را بعد مرگ وعده میدهد
اسلام یعنی اینکه عده ای عرب لشکر کشی کنند بر قبایل وکشورهای دیگر تا مال وزندگیشان را به دست
گیرند ایا بنایی تاریخی از خود بجای گذاشت انچه بر جای ماند بنام الله به دستور سران قریش است
چه ساده انسان خود را فراموش می کند
اسلام دینی است که به انسان می اموزد بر همسر خود بی وفایی کند اسلام به زیبایی می گوید نصف نطفه
ناقص عقل
اسلام برده داری را می اموزد اسلام می اموزد که چگونه حق ضعیفان را بدزدیم اسلام به دزدی می گوید
حق سادات
اسلام با همه ماله کشیدن شدن اش برای من ثابت است که قریشی است نه از جانب یکتای خالق
خدای اگر به کفر گویم پس چرا مرا شعور دادی چرا در سرم عقل گذاشتی
ای یکتا ..............................
تقدیم به همه دکان داران قریشی
سیامک صبوری
عید مردمان دیو گله داره
محسن نامجو صدای سکوت توکن ۲۱
خدای من کیست یاهوه الله یا پدر اسمانی
سجده گاهم پس چی؟
قبله من کجاست مثل من کیست ؟
امید من به چیست ؟
دل به چه بستم پایبند چه هستم ؟
اصلا کجا هستم اینجا کجاست ؟
شاید اینجا جهنم دنیای قبلی ماست
نمی دانم .
خدای من کیست یاهوه الله یا پدر اسمانی
سجده گاهم پس چی؟
قبله من کجاست مثل من کیست ؟
امید من به چیست ؟
دل به چه بستم پایبند چه هستم ؟
اصلا کجا هستم اینجا کجاست ؟
شاید اینجا جهنم دنیای قبلی ماست
نمی دانم .
خوابم در مزرعه ای ازگندم مرده واز کرکاس رویده
زمینش خشک از سبزه بوته ها از خار وبادو بارانش اه
چشمانم
خوابم در زمین زمینی که از طراوت جدا است
به دنبال هم بستر گیچ درلابلای این شبها در میان این روزها یکی این دقیقه ودر دقیقه بعد دیگری
در ان سوی مغز من به دنبال کرانه
مرا در تمام من خورده است این ماره یخ زده و می خواهد ازاد شود اما درکجا در کدام اغوش ریخته می شود
تا کی تا زمانی که تمام من نابود گردد خالق برس به دادم تا از این ماتی وبی رنگی درایم
نگذار تا در زیر این فتنه به مثل دقیقه های دگر بشکنم
مرا رهایم کن تا من باشد تا تمام نشود
نه در این شب ودر این روز دقیقه ای برای من اغوش نیست جز باغی از خار
سراب گلستان است این خارستان
خالق بگذار تا دقیقه ام را درمیان لحظه از عمر پیدا کنم که نه شب باشد نه روز
بگذار تا ازخارستان عبور کنم به امید دقیقه ام را که به من وعده اش را داده ای
ایم اولویز الون ایم الون این د ورلد
وان ا اویل بولت ویت هر هاب ناب
ایم امنس فیت بیتر اسپیکینگ ان د تانگ
اوه مای گاد
ایم من اوه مای گاد
ابلیس زمن چه خواهد من چه کرده ام ای خدا تو گفته ای من اشرف مخلوقات فرزند ادم زاده حوا
ازت دور بودنم نمی دانم
من چه کرده ام ای خدا